در انبار موجود نمی باشد
در انبار موجود نمی باشد
کتاب روشنای شهر؛ یادنامه استاد دکتر سیدمحمد باقر کتابی دربرگیرندۀ مجموعهای از دلنوشتهها و مقالات و گفتارهایی است که همه در باب و یاد استاد دکتر محمدباقر کتابی (1302 ـ 1397) است و به او تقدیم شده است. نام این گلچین از آن روست که واژۀ «روشنا» در این ترکیب دو وجه دارد: نخست آنکه اگر شهر، روشناییهای راستینی دارد و داشت، بیشک یکی از آن میان، او بود که بسیاری را روشن میکرد و از دست دادیمش!.
دو دیگر آنکه روشنا در زبان فارسی تلفظی هم به سکون شین دارد و در ترکیب آشنا ـ روشنا هنوز در بسیاری از گویشها از جمله در اصفهانی هنوز زنده است و برخی را گمان آن است که اصفهانی است و حال آنکه نیست و در شعر خاقانی هم شاید همین باشد:
مسکین دلم از خلق وفایی میجست گمره شده بود، رهنمایی میجست
مانندۀ آن مرد ختایی که به بلخ برکرد چراغ و آشنایی میجست
که ظاهراً چون کاتبان کمکم متوجه آن نشدهاند، آن را «آشنایی» کردهاند؛ اما خاقانی با مهارتی هرچه تمامتر و با توجه به ایهام ظریف آن، گویی «روشنایی» به کار برده است.
به هر حال دکتر کتابی روشنای شهر بود و گوشهگوشۀ آن را میشناخت و شهر نیز او را. از فقیه و شاعر و نوازنده و نویسنده و دانشجو و معلم و پزشک و … . زن و مرد به او ارادت میورزیدند. این ترکیب کموبیش در این مجموعه هم دیده میشود. فراز و فرودی که به لحاظ کمّی و کیفی در این چهل متن است، برآیند چنین توسعی است.
سیدمحمدباقر کتابی از سلسلۀ سادات کتابی بود. سادات کتابی اصفهان از سلسلۀ سادات محترم و معزز اصفهان که عموماً به فضل و دیانت و تقوا و امانت شهرت دارند و عدۀ زیادی از علما و فضلا و مدرسین از این سلسلۀ جلیله برخاستهاند. مراتب تقوا و دانش آن بزرگمرد زبانزد همگان بود. عمر پربار آن جناب یکسره در کسب علم و پارسایی و معاشرت و مؤانست با بزرگان فرهنگ و اندیشه گذشت. تسلط ایشان به قرآن و نهجالبلاغه و ادبیات فارسی و عربی مورد اتفاق همه بود.
در ابتدای این یادنامه، گفتگویی که با استاد کتابی صورت گرفته، آورده شده است. ایشان در این گفتگو به زندگی و زمانۀ خود از بدو تولد پرداختهاند. در بخشی از این گفتگو استاد دربارۀ سؤالی دربارۀ حافظ یا سعدی میگوید: «از نظر من سعدی رود جاری و وسیع است که ته آن پر از جواهر و الماسهای درخشان است و میتوان از آن برداشت، آن را نوشید و بهرۀ کامل برد؛ اما حافظ اقیانوسی است که فقط باید از دور دیدک مولوی هم اصلاً حضور است». (ص 56)
دربارۀ حاج آقا رحیم ارباب در این گفتگو آمده است: «از شخصیتهای بسیار بزرگ که من در عمرم دیدم و بعد از او دیگر مانندش را نیافتم. حکیم بزرگوار و فقیه وارستۀ پرهیزگار. عارف فرزانه و دانشمند عالیمقدار. حضرت آیتالله العظمی حاج آقا رحیم ارباب که یکی از چهرههای درخشان فلسفه و علم بود. او به حقیقت علامه بود و مجموعهای از علوم و معارف فرهنگ اسلامی را تا سرحد استادی و اجتهاد در خود گرد آورده بود. از دانش ریاضی و نجوم هم بهرۀ فراوان داشت. عرفان واقعی در وجود او تجلی خاص داشت و میتوان گفت که او عارف واصل به خدا بود». (ص 36)
فصل بعدی این یادنامه اختصاص به یاد استاد در زبان دوستان، شاگردان و ارادتمندان ایشان دارد. در فصل سوم کتاب نیز در چهار بخش قرآن و نهجالبلاغه و متون روایی، عرفان و فلسفه و ادبیات، اسلام و مباحث کلامی، و رجال اصفهان و اصفهانشناسی در مجموع شانزده مقاله به ایشان تقدیم شده است. در پایان کتاب نیز وصیتنامۀ ایشان آورده شده است.
یادداشت
سرآغاز
مقدمه
سالنگار زندگی استاد
* فصل اول: مصاحبه با استاد
* فصل دوم: یاد استاد
* فصل سوم: مقالات تقدیمی به استاد
| وزن | 740 گرم |
|---|---|
| نویسندگان | |
| موضوع | |
| ناشر | |
| تعداد صفحات | 458 |
| نوبت چاپ | اول |
| سال نشر |
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.